X
تبلیغات
نماشا
رایتل

 

 

 

 

Who is a friend?
A friend is...
A push when you're stopped,
A word when you're lonely,
A guide when you're searching,
A light when you go blind,
A glace of ice lemonade when you feel thirsty,
A color-drenched scene when you're in the dark,
A guarantee when you're uncertain,
A cheer when you fears,
A smile when you sad,
A song when you're glad,
A scene of trust when you're in deep rest,

Do we really have such a "FRIEND
if i reached for your hand , will u hold it ?

If i hold out my arms, will u hug me ?

If i go for your lips, will u kiss me ?

If i capture ur heart , will u love me ??

اگر دستم به دستات برسه ؛ تو اونها رو خواهی گرفت؟

اگر بازو هامو به روی تو باز کنم؛ منو در آغوش خواهی گرفت؟

اگر به طرف لب هات بیام؛ منو خواهی بوسید؟

و اگر قلبت رو اسیر کنم، دوستم خواهی داشت؟

بقیه در ادامه مطلب

When i look at you,

i cannot deny there is God,

cause only God could have created some one

as wonderful n beautiful as you

وقتی که به تو نگاه میکنم

نمیتونم وجود خدا رو منکر بشم

آخه فقط خدا میتونسته موجودی رو به زیبایی و حیرت انگیزی تو خلق کرده باشه

 

I dream about you evey night

I shiver when your in sight

I long to hold you close n tight

I wanna be there with all my might

I m just hoping I'm the girl whos right

هر شب به تو فکر میکنم

وقتی که تورو میبینم میلرزم

دوست دارم که تورو نزدیک خودم نگه دارم

میخوام با تمام توانم با تو باشم

و امیدوارم من همون دختری باشم که برات مناسبه

Yesterday when I was young

The taste of life was sweet as rain upon my tongue
I teased at life as if it were a foolish game
The way that evening breeze may tease a candle flame
The thousand dreams I dreamed, the splendid things I planned
I always built, alas, on weak and shifting sand
I lived by night and shunned the naked light of day
And only now I see how the years ran away

Yesterday when I was young
So many happy songs were waiting to be sung
So many wayward pleasures lay in store for me
And so much pain my dazzled eyes refused to see
I ran so fast that time and me at last ran out
I never stopped to think what life was all about
And every conversation I can now recall
Concerned itself with me, and nothing else at all

Yesterday the moon was blue
And every crazy day brought something new to do
I used my magic age as if it were a wand
And never saw or noticed the emptiness beyond
The game of love I played with arrogance and pride
And every flame I lit too quickly, quickly died
The friends I made all seemed somehow to drift away
And only I am left on stage to end the play
There are so many songs in me that won't be sung
I feel the bitter taste of tears upon my tongue

The time has come for me to pay for yesterday when I was young

من گریه نخواهم کرد... من اشک نخواهم ریخت...

من خسته نخواهم شد... افسرده نخواهم شد...

فریادزنم، فریاد: من عشق نمی خواهم، معشوق نمی خواهم...

می خندم و می رقصم فریاد زنم , فریاد : اینگونه خزانم را در عشق نهان کردم

من درد جدا بودن، بر گور عیان کردم افسوس نخواهم خورد ،

افسانه نمی بافم بر شانه هر بادی ، کاشانه نمی سازم

من زشت نمی گویم,بر چهره معشوقم او خوب و وفادار است ،

من خسته و رنجورم امروز چنان دیروزافسوس نخواهم خورد

من یاد گرفتم عشق بیگانه نمی داند لیکن به دل شادم

سرمشق کنم امروز : دنیای خودم گرم است من دوست نمی خواهم!!!

Q:Wat is luv?

*

*

*

*

A:Luv is wen sum1 breaks ur heart

n d most amazing thing

is tat u still luv them

wid every broken piece...!

سوال : عشق چیه؟

جواب : عشق یعنی وقتی که یه نفر قلب تورو میشکنه

و حیرت انگیزه که تو هنوز با قطعه قطعه ی قلب شکستت دوستش داری!!

     D smallest word is I,

the sweetest word is LOVE

and the dearest person

in the world is U.

tats y I Love You..

i (من) کوتاه ترین کلمه ی دنیاست

شیرین ترین کلمه ی دنیا عشقه (LOVE)

و عزیز ترین شخص در دنیا تو هستی(you)

واسه همینه که دوست دارم(I love you)

  

    Dear O Dear, ur not near

but i can hear

dont get fear

Ur memories r here

liv wid cheer

no more tear

and ur mine forever!

عزیزم تو نزدیک من نیستی

اما میتونم بشنوم:

هرگز نترس

خاطره هات اینجا هستن

با شادی زندگی کن

دیگه اشک نریز

چون تو همیشه مال منی

softly d leaves of memories wil fal,

i'll pick them up & gather them all,

coz 2day, 2moro & til my life is through

i'll cherish having sum1 like u!

برگ های خاطره ها به آرامی میریزن

و من بلندشون میکنم و اونها رو گرد هم میارم

چون امروز، فردا و تا وقتی که زندگی من ادامه داره

بخاطر داشتن شخصی مثل تو خوشحال خواهم بود

 

               I m on a mission:

Misson 2 avoid u,

2 forgetu, 2 get rid of u,

2 not 2 talk 2u or meet u,

in short....

MISSION IMPOSSIBLE!!

من در یک ماموریتم

ماموریتی برای دوری از تو

ماموریتی برای فراموش کردنت و فرار کردن از دستت

که باهات صحبت نکنم و تورو نبینم

در یک کلام :

ماموریت غیر ممکن!!!

I'm so tired of being here
فرسوده ام از ماندن
Suppressed by all my childish fears
محصور در تمام ترسهای کودکی ایم
And if you have to leave
و اگر اراده ای بر این قرار گرفته که مرا ترک کنی
I wish that you would just leave
آرزو دارم به تمامی می رفتی
'Cause your presence still lingers here
زیرا سایه سنگین حضورت هنوز اینجاست
And it won't leave me alone
و مرا تنها نمی گذارد
These wounds won't seem to heal
می نماید این زخمها نمی خواهند درمان شوند
This pain is just too real
این درد بیش از اندازه حقیقی است
There's just too much that time cannot erase
و چیزهای بسیاری است که زمان التیام نمی بخشد
When you cried I'd wipe away all of your tears
آن زمان که می گریستی اشکهایت را از گونه می زدودم
When you'd scream I'd fight away all of your fears
آن زمان که فریاد میزدی با تمام ترسهایت نبرد می کردم
And I held your hand through all of these years
و در تمامی این سالها دیگر دستانت در دستم نیست
But you still have
اما تو هنوز مالک
All of me
تمام وجود منی
You used to captivate me
عادت داشتی فریبم دهی
By your resonating life
با نور درخشانت
Now I'm bound by the life you've left behind
اما اکنون من اسیر زندگی به جای مانده از تو هستم
Your face it haunts
این چهره توست که شکار میکند
My once pleasant dreams
هر شب رویاهای شیرینم را
Your voice it chased away
این صدای توست که از من می گریزاند
All the sanity in me
تمامی عقلانیتم را
These wounds won't seem to heal
می نماید این زخمها نمی خواهند درمان شوند
This pain is just too real
این درد بیش از اندازه حقیقی است
There's just too much that time cannot erase
و چیزهای بسیاری است که زمان التیام نمی بخشد
When you cried I'd wipe away all of your tears
آن زمان که می گریستی اشکهایت را از گونه می زدودم
When you'd scream I'd fight away all of your fears
آن زمان که فریاد میزدی با تمام ترسهایت نبرد می کردم
And I held your hand through all of these years
و در تمامی این سالها دیگر دستانت در دستم نیست
But you still have
اما تو هنوز مالک
All of me
تمام وجود منی
I've tried so hard to tell myself that you're gone
بسیار سخت تلاش کرده ام تا به خود بفهمانم که تو دیگر نیستی
But though you're still with me
اما تو هنوز ترکم نمی کنی
I've been alone all along
و من که برای بازمانده زندگی تنهایم



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 توسط Hadi Ranjbari
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : تم کده